Saturday, September 20, 2008

٨٠ مین سال روزتولد

بمناسبت٨٠ مین سالگردشادروان ببرک کارمل عزیز
پیام حمایت، پشتیبانی و همکاری
رفقای عزیز و گرامی دست اندرکاران سایت
«اصالت»
از تجلیل و گرامی داشت ٨٠ مین سالروز تولد شادروان ببرک کارمل عزیز، شخصیتِ باتقوا، مبتکر، انقلابی، انترناسیونالیست، وفادار به ارزش های انسانی و مبارز خستگی ناپذیر جامعه بین المللی، قلباً حمایت و پشتیبانی خودرا اعلام میکنم، در پیاده نمودن نجات توده های ملیونی از زیر یوغ استبداد، استثمار و استعمار امپریالیزم بین المللی و شرکای جرمی آن در افغانستان همکاری و همیاری نموده برای شما رفقای عزیز نیز در این راستا پیروزی ها و موفقیت های بزرگی را آرزو میکنم
از تمام اعضای صدیق ح.د.خ.ا. و فرزندان اصیل آن، دوستان و شخصیت های ملی جامعه ما افغانستان
خانه مشترک تمام اقوام کشور آزادگان و معتقد به راه خوشبختی و دموکراسی و نیل به اهداف
غائی، مبرا از هرنوع بیعدالتی های اجتماعی با اتحاد و همبستگی تمام نیرو های
سیاسی کشور، صمیمانه تقاضا مینمایم تا متشکل شده، راه نجات مردم درین مقطع زمانی
از چنگ جنایت کاران تاریخ جستجو و عملکرد آن ارواح گذشته گان مارا خوشنود
و رسالت تاریخی و دین وطنی خود را ایفا نموده باشیم
روح گرامی فرزند صدیق مردم افغانستان، زنده یاد ببرک کارمل عزیز شاد باد
دست های توانا، با انرجی و پُربار شما فرزندان اصیل (ح.د.خ.ا.) را که ابتکار و افتخار میآفرینید
سخت می فشارم و سپاسگذارم
انجینیر جمشیدی

Sunday, September 14, 2008

کارل مارکس (Karel Marx)

Karel Marx

یکصدونود مین سالگشت تولد کارل مارکس
پنجم ماه می٢٠٠٨مصادف با١٩٠مین سالگشت
تولد کارل مارکس،آموزگار بزرگ طبقه کارگرو مردم زحمتکش جهان بود
کارل مارکس، فیلسوف، دانشمند علوم اجتماعی، تاریخ دان
و انقلابی، بدون شک با نفوذ ترین و موثرترین متفکراجتماعی
است که در قرن 19 پا به عرصه وجود گذاشت
ایده های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مارکس در 150 سال گذشته جهان را تغیر داده
و در گستره وسیعی به قوه محرکه جنبش های اجتماعی مبدل شده است
به مناسبت سالگشت تولد مارکس طبق سنت هر ساله، در روز 2 1 می
مراسمی بر مزار مارکس در گورستان ”های گیت“ در شمال لندن برگزار شد
در این مراسم نمایندگان شماری از احزاب کمونیست کارگری جهان
و از جمله حزب توده ایران به دعوت حزب کمونیست انگلیس حضور داشتند
رفیق كارولوس ويمر، عضو هیئت سیاسی حزب برادر و عضو پارلمان
ونزوئلا، به مثابه سخنران اصلی این بزرگداشت در سخنرانی خود
در رابطه با مسائل بین المللی، اظهار داشت
باعث خوشحالی من است كه با شما در باره 160 مين سالگرد مانيفست حزب کمونست
و اهمیت آن برای مبارزه ای كه در آمريكای لاتين در جريان است صحبت كنم
قيام عليه هژمونی آمريكا بر آمريكای لاتين در سالهای
آغازين قرن 21، نقطه عطفی تاريخی است. آمريكای لاتين با تلاش در راه رهائی
از قرن ها تسلط امپرياليسم، از استقلال خود دفاع می كند
جدی بودن اين تهديد عليه قدرت آمريكا، توجه واشنگتن را بطور روز افزونی
به خود جلب كرده است. به احتمال زياد قرن 21 به عنوان قرن ضد-امپرياليستی
شناخته خواهد شد، و عدم تحمل فزاينده امپرياليسم رو به زوال آمريكا مشخصه آن است.
گرايش به چپ در آمريكای لاتين، كه نقش آمريكا را در آمريكای جنوبی متزلزل ساخته، می تواند
نمونه كوچكی باشد از آنچه می توان در سراسر جهان انتظار داشت ، و از مقاومت
در مقابل ماشين جنگی آمريكا در عراق نيز مهمتر است
آمريكای لاتين، به ويژه، جمهوری بوليواری ونزوئلا با پذيرش ميراث كارل ماركس
و فردريك انگلس و رهبران انقلابی سياسی خود مانند سيمون بوليوار
و فردريك ميراندا، برای يك جامعه نوين بر پايه عدالت اجتماعی، صلح
و برای سوسياليسم مبارزه می كند. من مطمئن هستم كه تجربه آمريكای لاتين
بسيار پربار خواهد بود و نتيجه آن به تمام مردم و كارگران فكری و يدی كمك خواهد كرد
تا با تمام قدرت خود مبارزه عليه سرمايه داری را در اشكال كهنه و نوين آن تشديد بخشند
آمريكای لاتين ثابت می‌كند كه اثر فراموش نشدنی كارل ماركس اهميت و ضرورت معاصر خود را
از دست نداده است.با وجوديكه بعد از 1989، پايان تاريخ اعلام شده بود، اما، تاريخ اخير
در ونزوئلا و ساير كشورهای آمريكای لاتين
مانند برزيل، بوليوی، اكوادور، نيكاراگوئه، اوروگوئه، آرژانتين
و پاراگوئه نشان می دهد كه ماترياليسم ديالكتيك و تاريخی
هميشه و در تمام كشورها علمی و واقعی می‌باشند.
از سوی ديگر سوسيايسم در كره، كوبا، چين، لائوس و ويتنام به پيش می رود.
تبلور آن تحت الهام كارل ماركس اشكال گوناگونی به خود می گيرد و آن دليل عينی است
بر اينكه انقلاب ضد-سرمايه داری و ضد-امپرياليستی همچنان در قرن 21 در كمال پويائی
به پيش می رود. در حقيقت، بعد از 1989، نه تنها سوسياليسم در
بخش اعظمی از دنيا انكار شد
بلكه اكثريت عظيم نوع بشر لذت صلح و امنيت را از دست داد.طبيعتا، در چنين
شرايطی، حضور احزاب كمونيست و كارگری، در كنار ساير سازمان های مترقی
و انقلابی، همانند گذشته ضروری است. از سوی ديگر، اتحاد تمام نيروهای انقلابی
برای مبارزه ضد-امپرياليستی ما حياتی است.و آمريكای لاتين يك نمونه مهم و موفق را
ارائه می دهد. در ونزوئلا، ما ساختار يك اتحاد ضد-سرمايه داری و ضد-امپرياليستی را
با شركت؛ حزب سوسياليست نوين، حزب كمونيست ونزوئلا و ساير
سازمان های سياسی آغاز كرده ايم. در آمريكای لاتين به مثابه يك كل، نيز اتحاد
در حال پيشرفت است. كشورهای هر چه بيشتری در
”آلبا“ (آلترناتيو بوليواری برای آمريكای لاتين) شركت می كنند.
به دنبال كوبا و ونزوئلا كشورهای بوليوی، اكوادور و نيكاراگوئه به ”آلبا“ پيوستند،
در آينده ای نزديك پاراگوئه نيز به آنها خواهد پيوست. واقعيت تاريخی به ما می گويد
كه اصول ماركسيسم شرطی حياتی است برای موفقيت مبارزه نوع بشر
عليه فقر و دستيابی به يك زندگی بهتر برای همه ، كه تنها در يك جامعه سوسياليستی رها
از اشتباهات قرن 20 اما آبديده با تجربه غنی آن امكان پذير است. ما امريكای جنوبی ها
خوشحاليم از اينكه تصميم گرفتيد امسال به منطقه ما توجه كنيد.سرمايه داری ماهيت انسانی را
نفی می كند و می تواند بسياری را كه در شرايط فقر آميز بسر میبرند را
به ياس و نا اميدی بكشاند
تجربه های گذشته به ما می اموزند كه تحول انقلابی بصورت مكانيكی اتفاق نخواهد افتاد
تحول انقلابی تنها بر پايه تصميم آگاهانه مبنی بر درك ماركسيستی كه سرمايه داری بانی
خطای ساختاری در جامعه بشری است، به وقوع خواهد پيوست. هيچ جامعه ای در دنيا
نمی تواند خود را از پی آمدهای منفی سرمايه داری، بدون اعمال تئوری و عمل آموزش
ماركس، دور نگهدارد. بدين قرار، به منظور عقب راندن موفق مرزهای سرمايه داری،
همه ما احتياج داريم كه بسياری از درس هائی را كه از طريق مبارزه مردم و طبقه كارگر
در كشورهايمان و از انقلابيونی مانند كارل ماركس، فردريك انگلس، ولاديمير ايليچ لنين،
سيمون بوليوار از ونزوئلا، مارتی از كوبا، مارياتگوئی از پرو، ساندينو از نيكاراگوئه و
بسياری ديگر آموخته ايم بكار ببريم
بنابر اين رفقا، به پيش به سوی آخرين نبردانترناسيونا ل ا تحاد نوع بشر

رفیق محمود بریالی




مبارز راه بهروزی توده های زحمتکش افغانستان دیده بر جهان فرو بست

شخصیتی انسان دوست و دانشمند، مبارزی خستگی ناپذیر و وفادار به امر مردم و زحمتکشان افغانستان، در 14آذر ماه 1385 پس از ماه ها بیماری جانکاه در بیمارستانی در آلمان دیده بر جهان فرو بست. رفیق محمود بریالی فارغ التحصیل اقتصاد بین المللی از دانشگاه مسکو بود. وی در بازگشت به میهن نقش فعالی در ساختن جامعه ای ترقی خواه و آزادی دوست و عدالت پرور به عهده گرفت و در مبارزه با تسلط واپس گرایی و بیگانگان بر کشور از هیچ کوششی فرو گذار نکرد
نقش برجسته رفیق محمود بریالی در خدمت به خلق محروم و زحمتکش افغانستان احترام و محبت ویژه ای را نزد مردم زحمتکش افعانستان و رفقا و دوستانش پدید آورده است.یاد و خاطره تلاش های ارزشمند رفیق بریالی در خدمت به محرومان جامعه، در راه پی ریزی مبانی دموکراسی و ایجاد جامعه ای آزاد و آباد در میهن رنچدیده اش از صمیمی ترین نمونه های تاریخ است
ما این ضایعه دردناک را به خانواده، رفقا و دوستان رفیق بریالی صمیمانه تسلیت می گوئیم.یادش گرامی باد
دبیر خانه حزب توده ایران 18 آذر ماه 1385

Speach of Rafiq.M.Baryalai

همدوره تحصیلات عالی درمسکواتحادشوروی

Friday, October 12, 2007

چهره های سیاسی ح د خ ا

----------------------------------
ح د خ ا


چهره های سیاسی ح د خ ا
----------------------------------
فیدل کاسترو رهبرسیاسی کوبای انقلابی





فریدریچ انگلس وکارل مارکس بنیاد گذاران جامعه عاری از استسمار

















Sunday, February 4, 2007

محمد داؤد رزميار

محمد داؤد رزميار
کنگره وحدت بمثابه کنگره پيروزی نيروهای چپ و دموکراتيک

از بُن تا توکيو،لندن، ده ها نشست بين المللي ،لويه جرگه ها،مراحل عبوری،انتقالي،انفاذ قانون اساسي،انتخابات رياست جمهوری،پارلماني،تغيير و تبديل کادری،تبليغات گسترده در حمايت از حاکميت – گرداننده گان رژيم و حاميان جهاني آنها نتوانسته اند داروی شفابخش برای التيام زخمها و دردهای دوامدار برای علاج جامعه پيش کش نمايند .روز تا روز يأس و نااميدی،عدم اعتماد و بي باوری بالای سياست و عملکرد مقامات حاکم بيشتر و بيشتر مي گردد.

با يک حساب ساده هر گاه به هر آنچه مي گذرد نظرانداخته شود،با تمام تلاش و پشتيباني گسترده مالي و معنوی در سطح بين المللي روزگار عادی مردم بد و بدتر شده،فاصله ميان فقر و ثروت به گونه يي بي مانند در طول تاريخ کشور ما داد و بيداد مي کند .مسلماً نتيجه اين است که سياست نادرست،ادارهء ناسالم و بي کفايت،سياست کادری جانبدارانه،غيرمردمي و غيردموکراتيک فضای سياسي و نظامي – اجتماعي و اقتصادی را بي ثبات ساخته و سبب دهها و صدها مشکل گرديده تا سرحدی که دور کردن آن از راه پيشرفت و ترقي برای چنين يک اداره غيرممکن و لاينحل جلوه مي نمايد .
کساني که مسوليت را پذيرفته اند نتوانستند و يا نخواستند پرابلم ها را در اسرع وقت حل نمايند.عناصر و عوامل مضر برای پيشرفت از ريشه نه خشکيد .از بي جا نمودن کادرهای ناسالم ترسيدند و حتا گاه گاهي در برابر آنها عجز و ناتواني نشان دادند.واقعيت اين است که با چنين اداره غيرفعال و عاقبت نه انديشانه و غيرمسؤل در قبال منافع ملي و مردمي غير مقدور به نظر ميرسد که حيات اجتماعي و اقتصادی دموکراتيزه گردد ،و سرانجام مردم بتواند در زير آسمان نيلگون و آفتابي خود قدری نفس راحت بکشند .
ما کوتاه بين نيستيم،درست خواهد بود اگر گفته شود در سالهای اخير گامهای مثبتي نيز برداشته شده اما بسيارکُند و به آهستگي که سوگمندانه دردهای اساسي را درمان نکرده،از شرايط و امکانات نهايت مساعد استفاده مطلوب بعمل نيامده است؛نبود اردوی ملي و پوليس مردمي،فساد اداری،رشوه تا سرحد خيانت،تعصبات مليتي،قومي و گروهي (رويارويي در پارلمان)،کمبود تعليم و تربيه سالم،پايين بودن خدمات صحي،بيکاری،صعود سرسام آور قيمت ها،سطح نازل درآمد کارمندان و کارگران،افزايش کشت خشخاش،بالاگرفتن امراض ساری،انحطاط اخلاقي در بين جوانان که از شلاق و درد آن مردم داد و بيداد مي کنند و فغان شان در سرتاسر کشور بالا گرفته است،همه و همه نمايانگر آنست که مردم باور و اعتقاد شانرا نسبت به اقدامات دولت و آينده شان از دست دهند .
علي رغم انتظارات و توقعات در داخل و خارج،آناني که مانع رشد،پيشرفت،سازنده گي و آبادی جامعه هستند و نقش بازدارنده را ديروز و امروز و در طول تاريخ بازی کرده اند هنوز هم بر مسند قدرت تکيه زده اند.دست درازی به جان و مال مردم،دارايي و ثروت عامه کوتاه نگرديده است و به زورگويي آنها پاسخ داده نمي شود و حتا گا

و بيگاه اينجا و آنجا درين و آن مقام ستيژ تبليغاتي در اختيارشان گذاشته مي شود تا در مخالفت و ضديت با کساني که در دفاع از منافع ملي دست و نام پاک دارند حمله نمايند .فضای همکاری مثمر و مؤثر را خدشه دار سازند .قطب بندی،صف بندی و رده بندی ديروز را عميق تر ساخته،آتش مي افروزند تا محيط اعتماد را بسوزانند و بالاخره آب را گل آلود کرده ماهي بگيرند.
قضاوت را بمردم خود مي گذاريم که خوب را از بد چگونه تشخيص مي دهند.حوادث سالهای اخير تاريخ دور و درازی ندارد تا از حافظه هم ميهنان ما زدوده شده باشد .بياييد به صدای رسا زحمتکشان رنجديدهء خود که از مسجد و مدرسه،ادارات،فابريکه ها،مزرعه ها و بالاخره از قرأ و قصبات،از کران تا کران کشور بلند و بلندتر شنيده مي شود،گوش فرا دهيم که چه ميگويند و چه مي خواهند،چه قضاوت کرده و مي کنند.
موضعگيری و موقف نيروهای چپ و دموکراتيک در قبال اوضاع و احوال فعلي،مساله سوال برانگيز و با اهميتي است که به آن بايست پاسخ قانع کننده ارائه گردد.دور از عدل و انصاف خواهد بود که جنگ ببرها را از بالا تماشا کرده و در برابر مشکلات نظاره گر باشيم .چنين انتظار از نهاد غلط،گمراه کننده و غير واقعبينانه مي باشد .شانه خالي کردن از مسوليت و نپذيرفتن آن بخصوص درين مرحله حياتي و تاريخي،غيرمردمي و ارتجاعي محسوب مي گردد.به باور کامل غير متحرک و بي تفاوت بودن درين کارزار نه تنها نقيصه،بلکه گناه بزرگ تلقي مي گردد.کساني که خود را وارثين مبارزات مترقي و وطنپرستانه ميدانند،نبايد از ابتکار عمل در کم ساختن و بالاخره نابودکردن رنجهای بيکران مردم دست بگيرند و تماشاگر باقي بمانند.
در سالهای اخير بي باوری هموطنان ما گواه زنده بر عدم اعتماد آنها از سياست بازی های زيرخيمه مي باشد،واقعيت های موجود،بحران همه جانبه را دامن زده و جامعه را در مرداب سياست های ارتجاعي و غير مردمي فرو برده است .با وجود اين وضع دراماتيک،داد و بيداد،تقاضاهای مکرر و دوامدار مردم،نيروهای تحول طلب و ترقي پسند نتوانسته و يا نخواسته اند موقف روشن،فعال و تعين کننده داشته باشند .در حالي که جامعه ما هرگز آماده چنين تحولات مترقي و دموکراتيک نبوده که امروز شرايط برای آن آماده است .نيروهای ملي و دموکراتيک،با اتکا به مردم عذاب ديده و رنج کشيده خود توانايي آنرا دارند که در چارچوب قانون اساسي،آزادی های مطرح شده،با شيوه کاملاً مسالمت آميز،دور از ماجراجويي در سمت تحولات بنيادی و حياتي ابتکار عمل و مبارزه را به عهده بگيرند .
درين مقطع زماني ضرورت مبرم پنداشته مي شود،تا نيروهای دموکراتيک در پيشاپيش شعارهای روز و خواستهای بر حق توده های مليوني کشور ما قرار گيرند، و اعتراضات مسالمت آميز را سمت و سويي پُربار تر بدهند .
با صراحت و قاطعيت گفته مي توانم که شيوه مبارزه نهضت فراگير دموکراسي و ترقي افغانستان تحريک آميز،ماجراجويانه و چپ افراطي نيست و نخواهد بود.نهضت فراگير با هرنوع ماجراجويي،فعاليت غيرقانوني که آب را گل آلود سازد و روند طبيعي و سالم تکامل جامعه را برهم بزند و به فرصت طلبان و بنيادگرايان موقعيت محکمتری بدهد نه تنها مخالف بلکه برعليه آن مبارزه مي کند.مبارزات و فعاليت های سياسي ما در چارچوب قانون اساسي تنظيم گرديده و ادامه پيدا خواهد کرد،البته اين بدان معنا نيست و نخواهد بود که روحيه تهديد،فشار و شانتاژ از احساس مسوليت را که در قبال منافع ملي،اعاده امنيت و آرامش،پيشرفت و ترقي داريم کنار بزند و نتوانيم نقش سازنده و تاريخي خود را در تحقق آرمانهای ملي و مردمي به نحو شايسته به انجام برسانيم .
بگذار کساني که در اين و آن گوشهء از حاکميت کمين گرفته اند و برضد نيروهای چپ و دموکراتيک توطئه چيني مي کنند،ما را به جرم تأمين عدالت اجتماعي،رفاه عامه،ريشه کن کردن بيکاری،تعليم و تربيه و صحت عامه مجاني،نابودی کشت خشخاش و قاچاق آن،تأمين حقوق زنان،احترام به حقوق بشر،خاصتاً وحدت ملي،در صورت مبارزات مشروع،قانوني،دموکراتيک و مسالمت آميز متهم مي سازند،بايد بدانند که مسوليت به عهده آنها خواهد بود تا در برابر عدالت مردمي پاسخ بدهند.
دوستان گرانقدر،شيفته گان راه دموکراسي و ترقي !
تحقق آرمانهای والا و انساني که در دل پرورانده و از آن سخن مي گوييم به مبارزه فعال و کار ساز ضرورت مبرم احساس مي گردد.مهر سکوت برلب زدن،در زيرسايه پُت پُت خزيدن و از سايه ترسيدن به اميد اين و آن زنده گي کردن شيوهء مبارزه عناصر مترقي و تحول طلب نبوده و نيست .داشتن جسارت،ابتکارعمل، معقوليت و درايت سياسي توأم با احساسات وطنپرستانه و ملي، راه مبارزهء تحول طلبان بوده و مي باشد .انحراف چپ و راست متناقض و متضاد با شيوه های اصولي مبارزه بوده که از ريشه با آن مخالفت داشته و نبايد در اوضاع و احوال با اهميت کنوني و يا سؤ استفاده از شعارهای جاری جاگزين مبارزات دموکراتيک و دورانساز گردد.
نسخه و داروی نجات بخش در پياده نمودن آرزوهای شريفانه همانا وحدت و همبسته گي ما بوده و اين يگانه راه است .
برای توصل به اين هدف مبارک طرح کنگره وحدت بمثابه گام تاريخي مطرح و پيشکش گرديده است .هيچ معضلهء ديگر باقي نمانده که ما را از هم جدا و دور نگهدارد تا تک تک به فعاليت ادامه دهيم .جهت تحقق اين آرزو پرنسيپ های اساسي،اصول کلي و کليدی برای گشايش ديالوگ و تفاهم انعکاس يافته و تقديم همه نيروهای خواستار وحدت و يکپارچگي مبارزه ترقي خواهانه در يک صف واحد گرديده است .قابل يادآوری است که شور و شوق،علاقمندی فعالين و طرفداران نهضت فراگير درخور تخسين مي باشد .در حالي که اين احساس قابل ارج است،اما تاکيد مي نمايم که حجم کار از لحاظ کمي و کيفي پاسخ گوی مقتضيات زمان نبوده و ضرورت آن پنداشته مي شود که به آن تکانه يي جديد و جدی داده شود .از جانب ديگر عمل و عکس العمل ساير نيروهای دموکراتيک بصورت قطع در اين استقامت زياد محسوس و مطلوب نبوده و توجه لازم به آن مبذول نداشته اند.زمان ميگذرد،از سال روان قريب دوماه سپری گرديده است.تدوير کنگره که در سال روان پيش بيني شده به سرعت عمل،درايت سياسي،همسويي و همنوايي فکری تمام طرفداران راه ترقي و دموکراسي نياز دارد که وقت آن بايد دقيقاً دقيقه شماری گردد.
دوستان گرانقدر و همسنگر!
طرفداران و اعضای نهضت فراگير بدون بلندپروازی و خود محوری بمثابه سپاهيان ترقي و دموکراسي رسالت خود مي دانند تا هرچه زودتر و عاجلتر خلاء سياسي در بين نيروهای دموکراتيک پُر گردد.کنگره وحدت نه تنها شعار بلکه گام نخستين در جهت اتحاد و همبستگي نيروهای ملي و مترقي تلقي مي گردد.برای رفع خلاء موجود عاجلاً به بگو مگو های اضافي،غيرسازنده و بازنده بايد خاتمه داده شود .هرچه زودتر بايد درب دکان گفته ها و کرده های هرزه،ميان تهي و فريبنده را که در بازار سياست خريداری ندارد برای هميشه قفل زد.
اعتقاد ما به اصل دموکراسي و پلوراليزم سياسي خدشه ناپذير و پا برجا بوده و مي باشد.تأييد و دفاع از اين اصل بازنده نداشته و تمام نيروهای دموکراتيک برنده خواهند بود .درين چارچوب ادامهء مذاکرات و دستيابي به توافقات عملي به نظر مي رسد.فقط جسارت و جرأت اخلاقي در کار است تا يخ ها آب گردند،موانع ميکانيکي از بين برده شود و همه با يک هدف در يک صف واحد و مستحکم حضور فعال سياسي پيدا کنند .اگر خود محوری،خودخواهي روشنفکرانه،رقابت های غير اصولي،عقب مانده گي سياسي که عده يي را در خود فرو برده نابود گردد،معضلهء باقي نمي ماند تا همبستگي و اتحاد نيروهای پيشرو تأمين نگردد.
نهضت فراگير در بازسازی و نوسازی سياست های کنوني وارد رقابت سالم شده و رسالت خود را تا پيروزی و تحکيم آن ادامه خواهد داد.برای حصول اين امرملي و تاريخي از هيچگونه سعي و تلاش دريغ نکرده و نخواهيم کرد.با تواضع و فروتني به همه مراجعه کرده و مکرراً مراجعه خواهيم کرد.بياييد تا دير نشده زمان و فرصت طلايي را از دست ندهيم.مهمترين و با ارزشترين مرحلهء از خدمت گزاری ما فرا رسيده است .
خوشبختانه مهر تائيد عدالت مردمي بالای اوراق و کارنامه های ديروز و امروز به کميت و کيفت زنده گي ما زده شده است .بياييد همه با هم اين افتخار را جاودانه با خود داشته باشيم تا نسل آينده از همه سربازان و سرسپرده گان راه دموکراسي و ترقي با سربلند ياد کنند ./

برگرفته از شماره دوم سال چهارم ماهنامه مشعل

”لوئیز ایناسو لولا دا سیلوا

رای مردم به ادامه ی اصلاحات در برزیل



”لوئیز ایناسو لولا دا سیلوا“، رییس جمهوری برزیل ، در دور دوم انتخابات این کشور، به رغم کارزار وسیع نیروهای راست و اتهامهای متعددی که از سوی مخالفانش به طرفداران او در مورد خرید آرا در انتخابات قبلی نسبت داده شده بود، توانست با کسب 61 درصد آرا، پیروزی قاطعی را در برابر رقیب خود از حزب سوسیال دمکرات ، جرالدو آلکمین، به دست آورد. ییش از 126 میلیون نفر در این انتخابات شرکت کردند و نظر سنجی های پیش از انتخابات نیز پیروزی ”لولا“، کاندیدای ائتلاف ”حزب کارگران برزیل“ و دیگر نیرو های چپ و ازجمله ”حزب کمونیست برزیل“ را پیش بینی کرده بودند.پیروزی لولا از این نظر حائز اهمیت است که نشان داده شد که اصلاحات در راه منافع زحمتکشان برای مردم این کشور ملموس بوده است و به رغم فشارهای سیاسی و تبلیغات وسیع بر ضد دولت او، مردم از روند پیشرفت در زندگی اجتماعی و اقتصادی خود آگاه شده اند و تاثیر آن را به طور مشخص در زندگی خود لمس کرده اند. نتیجه انتخابات نشان داد که زحمتکشان برزیل از نیروهائی که در راه منافع آنها تلاش می کنند، دفاع خواهند کرد. زمانی که ”لولا“ در ژانویه 2003 به پیروزی رسید، ” بدهی های خارجی برزیل 236 میلیارد دلار، یعنی برابر با 46.5 درصد از تولید ناخالص ملی برزیل، و نرخ تورم نیز برابر با 12 درصد بود. در سال 2005 ، بنا به گزارش بانک مرکزی، بدهی خارجی برزیل 185 میلیارد دلار بود و تخمین زده می شود که درسال 2006 به 170 میلیارد دلار و در سال 2007 به 163 میلیارد دلار کاهش یابد“ (خبرگزاری پریسنا، لاتینا 1 اکتبر 2006).لولا همچنین در برنامه های خود در مبارزه با فقر و بیسوادی، طرح ارایه ی کمک مالی به خانواده های خیلی فقیر را به اجرا در آورد که طبق آن ” در هرماه 30 دلار به خانواده های فقیر اختصاص داده می شود که فرزندان خود را مایه کوبی (واکسینه ) کنند و آنها را به مدرسه بفرستند. به گزارش سی. ان. ان. 28 اکتبر 2006 : ”[این طرح] ماهیانه 325 میلیون دلار را در میان 45 میلیون خانواده ی برزیلی تقسیم می کند. این برنامه به میلیونها برزیلی کمک کرده است تا از فقر نجات یابند.“ همچنین در برنامه های اجتماعی دولت لولا ، حداقل دستمزدها به طور جدی افزایش یافته است و موقعیت های شغلی بیشتری فراهم آمده است، که سبب شده تا ” میزان فقر از 27.3 درصد در سه سال به 17 درصد کاهش یابد. (پریسنا لاتینا، 30 سپتامبر2006). طرح دیگر مبارزه با سوء تغذیه بود که برای اولین بار در برزیل توسط دولت لولا صورت گرفت. بنا به تحقیقات انجام شده از طرف دولت ، دانشگاه های عمومی و ”سازمان یونیسف“، تایید شده است که ” ...سوتغذیه در میان کودکان ، به ویژه در شمال شرقی کشور که فقیر ترین منطقه ی برزیل است، از 17.9 درصد به 6.6 درصد کاهش یافته است.“ سیاست های اقتصادی لولا نه تنها باعث ثبات بیشتر در برزیل شده است، بلکه همچنین باعث تحکیم روابط با دولت های مترقی این قاره و در نتیجه شکست سیاست های سلطه طلبانه ی اقتصادی آمریکا در منطقه بوده است. لولا با عدم پذیرش طرح آمریکا برای ایجاد ”منطقه ی آزاد تجاری“ ، در عمل این طرح را با شکست مواجه ساخت. برزیل در عوض، روابط اقتصادی خود را با کشورهایی چون ونزوئلا، بولیوی، شیلی، آرژانتین، و ... گسترش داده است. از دیگر برنامه های دولت لولا ، مبارزه با خصوصی سازی در کشور و حفظ صنایع مادر در مالکیت عمومی بوده است. انتقاد شدید او از کاندیدای نیرو های راست، ”آلکمین“، مبنی بر این که او در صورت پیروزی در انتخابات تلاش خواهد کرد تا خصوصی سازی را گسترش دهد و طرح“فقر زدایی“ لولا را ملغی سازد، آنچه که جمعیت وسیعی از مردم برزیل را تحت پوشش قرار می دهد، نیز در همین رابطه بود. ”لولا“ پس از اعلام پیروزیش برای دومین دوره ی ریاست جمهوری، در حالیکه پیراهن سفیدی به تن داشت که بر روی آن نوشته شده بود:“ این پیروزی برزیل است“، به مردم قول داد که رشد کشور را گسترش دهد، از نابرابری های اقتصادی بکاهد و کشور را در ردیف کشورهای پیشرفته ی جهان قرار دهد. او گفت: ”در دور دوم ریاست جمهوری من ، کار بهتری از دوره ی اول صورت خواهیم داد ... بنیان ها آماده هستند و ما باید کار کنیم. (اسوشیتد پرس، 30 اکتبر).او در سخنرانی های انتخاباتی خود برای دور دوم نیز گفته بود: ”اگر پیروز شوم ، آمریکای جنوبی واحد پیروز خواهد شد.“ او قول داد که فاصله ی طبقاتی را کاهش دهد و تحصیلات در سطح کشور را گسترش دهد تا برزیل بتواند در زمره ی کشورهای پیشرفته در سیاست، اقتصاد و بازرگانی قرار بگیرد. موفقیت لولا در پیشبرد طرح های مبارزه با فقر ، افزایش حداقل دستمزد ، ایجاد تسهیلات بهتر برای تحصیل کودکان و مبارزه با خصوصی سازی بی رویه ای که پیش از به قدرت رسیدن دولت او وجود داشت، از عواملی بودند که توانستند اعتماد کافی در مورد لولا را در میان مردم ایجاد کنند و پیروزی او در دور دوم را تضمین کنند. مردم برزیل نشان دادند که خواستار اصلاحات هستند و برغم تبلیغات منفی بر ضد دولت لولا، آنچه را که در عمل دیده اند، ملاک رای خود قرار می دهند و از آن پشتیبانی می کنند. آنها نشان دادند که می توانند شعارهای پوچ و بی پشتوانه نیروهای راست و عملکرد های مثبت و مترقی را تفکیک کرده و تشخیص دهند. پیروزی لولا برای دومین دوره ، راه را برای پیشبرد اصلاحات در عرصه ی داخلی برزیل و همکاری های سیاسی و اقتصادی با سایر نیروهای مترقی منطقه باز خواهد کر
بازگشت