Sunday, August 21, 2016


رفقای گرامی وعزیز
  ده همن سالروز پر میمنت «اصالت» را به گردانندگان سایت اصالت در راس آن رفیق فضلی گرامی وسایر رفقائیکه شب روز تلاش می ورزند از صمیم قلب تبریک گفته وسباس گذاری می نمایم که در طی ده سال زحمات شما در نگاه داشتن آرمانهای ح د خ ا و رهبر محبوب القلوب زنده یاد رفیق ببرک کارمل عزیز قابل ستایش است که دست آورد های فراوان در بیداری توده های مردم  از ابرازواقیت ها ،بسیج  رفقای با ایمان حزب مقایسه دولت های ناخوانده بعد از قدرت حزب وکشیدن زجر مردم از استبداد ،غارت وچور چپاول دارائی های عامه ،ظلم و ستم ووحشی گری های دولت های بعدی مردم معتقد به حقانیت، خدمتگذاری ،صداقت وایمان داری راسخ فرزندان حزب پر افتخار شدند که حتی دشمنان ما نیز این حقایق را درک وچشم پوشی کرده نمی توانند
یگانه طلاش شما رفقای گرامی ودوست داشتنی بوده  که به این دست آورد های بزرگ نایل آمدیم ومردم مارا به نظر قدر می بینند وافتخار می نمایند و بر ماست تا از این فرصت بیشتر استفاده نموده وحدت خودراحفظ ودر بیداری وبسیج نسل جوان که آینده سازان جامعه هستند بتوانیم دولت دلخواه شان را دوباره رویکار ومصدر خدمت شویم به امید پیروزی های هرچه بیشتر شما فرزندان اصیل
ح د خ ا
انجینیر جمشیدی

رفقای گرامی وعزیزگردانندگان سایت اصالت




-->


رفقای گرامی وعزیزگردانندگان سایت اصالت
  ده همن سالروز پر میمنت «اصالت» را به گردانندگان سایت اصالت در راس آن رفیق فضلی گرامی وسایر رفقائیکه شب روز تلاش می ورزند از صمیم قلب تبریک گفته وسباس گذاری می نمایم که در طی ده سال زحمات شما در نگاه داشتن آرمانهای ح د خ ا و رهبر محبوب القلوب زنده یاد رفیق ببرک کارمل عزیز قابل ستایش است که دست آورد های فراوان در بیداری توده های مردم  از ابرازواقیت ها ،بسیج  رفقای با ایمان حزب مقایسه دولت های ناخوانده بعد از قدرت حزب وکشیدن زجر مردم از استبداد ،غارت وچور چپاول دارائی های عامه ،ظلم و ستم ووحشی گری های دولت های بعدی مردم معتقد به حقانیت، خدمتگذاری ،صداقت وایمان داری راسخ فرزندان حزب پر افتخار شدند که حتی دشمنان ما نیز این حقایق را درک وچشم پوشی کرده نمی توانند
یگانه طلاش شما رفقای گرامی ودوست داشتنی بوده  که به این دست آورد های بزرگ نایل آمدیم ومردم مارا به نظر قدر می بینند وافتخار می نمایند و بر ماست تا از این فرصت بیشتر استفاده نموده وحدت خودراحفظ ودر بیداری وبسیج نسل جوان که آینده سازان جامعه هستند بتوانیم دولت دلخواه شان را دوباره رویکار ومصدر خدمت شویم به امید پیروزی های هرچه بیشتر شما فرزندان اصیل
ح د خ ا
انجینیر جمشیدی


Tuesday, August 16, 2011

ناشر افکار دموانستان
اهداء به فرزند اصیل خلق افغانستان ببرک کارمل بانی ح.د.خ.ا. و رهبر زحمتکشان کشور
یسه و توطئه سپر
با پیام امرالله همــــــرزم
رفقای همرزم و دوستان گرانقدر عرض سلام و ادب دارم.
نهایت مسرور و خوشحالم ازینکه در آستانه تجلیل از پنجمین سالگرد نشراتی سایت وزین «اصالت» قرار داریم. سایت «اصالت» با رسالت و امانت داری کامل انعکاس دهنده واقعیت های جامعه انسانی و افشا کننده حقیقت و واقعیت های روز در کشور عزیزمان افغانستان میباشد با جسارت و اخلاق و حرفه خبرنگاری و نشراتی بهتر از پیش بیدون حاشیه روی و به عنوان عامل مؤثر در عرصه های سیاسی فرهنگی از هالند، ۱۲ اگست ۲۰۱۱





سلام رفقای نهایت گرامی و عزیز و دوست داشتنی
 زحمات شما در زمینه پیشبرد آرمان های حزب دموکراتیک خلق افغانستان
و اندیشه های جاودان ارزشمند رهبر گرامی آن
شادروان رفیق ببرک کارمل عزیز
 در خور ستایش و افتخار ما است که از دیدگاه و قلب ما دور نیستید
 و برنامه شما روزانه تعقیب میگردد و از مطالب علمی آن استفاده
 و از پیام ها و مضامین رفقای عزیز و سپاهیان حزب دموکراتیک خلق افغانستان
و اندیشه های رهبر گرامی آن شادروان ببرک کارمل عزیز
 رنج مهاجرت را کمتر احساس مینمایم.
آنچه منحیث سپاه حزب دموکراتیک خلق افغانستان وظیفه خود میدانم
 لحظهء از شما دور نباشم و منحیث انجینیر الکترو تخنیک
در خدمت قرار بگیرم و افتخار و احساس شادمانی داشته باشم
تا رفقای خودرا در کنار خود داشته باشم. سپردن هدایات
 و تماسهای شما رفقا است تا بیشتر و بهتر با درک حساسیت اوضاع کشور
 و وضع بین المللی که به نفع و تسلط نیروهای ارتجاع داخلی و بین المللی
 پیش می رود، با تکتیک های مختلف مقاصد خودرا پیاده مینمایند
 و ضربات به نیروهای مترقی وارد می نمایند و اسلحه تیز
 و برنده آنها جدائی و تفرقه انداختن بین احزاب و سازمان های مترقی
 و ارایه اسناد جعلی و عوامفریبانه از طریق سایت ها
و تلویزیون های فروخته شده گان و جواسیس شان
سازماندهی مینمایند و باید که نیروهای آگاه مترقی
هرچه بیشتر بسیج گردند و در حل قضایای بغرنج کشور
 مبارزه بی امان نموده از مایوسیت کنار روند
 و از تسلیم طلبی بپرهیزند و سنگر های قوی و نیرومند را
تشکیل داده با مشتهای فولادین خود ارتجاع احریمنی را
 خورد و ریزه نمایند، حق را بر باطل به پیروزی رسانند
 تا مردم بی دفاع کشور که چشم امید شان
به سوی نیروهای مترقی است از چنین مصیبت های موجود رهائی یابند
ضم ارایه نظریات خویش مجله الکترونیکی ماهوار (سلایت شو) که
 با امکانات و همکاری ارایه نظریات، مقالات رفقای گرامی
 و سایت های مترقی داخل و خارج از کشور در خدمت
 نیروهای مترقی قرار بگیرد تا توانسته باشم شمه ای
 از مسئوولیت ها و وظایف خویش را در معرض انجام دادن قرار بدهم
بازنمودن سایت مجله الکترونیکی (سلایت شو) با دون لود نمودن پروگرام :
Video Pad Video Editing Software for Windows
امکان دارد تا ضمیمه باز گردد.
با درود های رفیقانه،
انجینیر جمشیدی

Friday, July 1, 2011

Rafiq Majid Sarbeland

به مناسبتِ وفاتِ نابهنگام رفیق عبدالمجید «سربلند»،

مرد بزرگ و پیشگام تاریخ نهضت مترقی و روشنفکری افغانستان







مجید سربلند همگام تاریخ

مقام و منزلت در بام تاریخ

چنان مردانه زیستی و برفتی

که از نامت بلند شد نام تاریخ

با غم و اندوه فراوان اطلاع گرفتیم که اندیشمند گرامی، متفکر بزرگ، مبارز بی همتا، خردمند بلند مرتبه و آموزگار بلند اندیش رفیق مجید سربلند معاون صدراعظم، وزیر اطلاعات و کلتور و عضو شورای انقلابی و عضو کمیته مرکزی ح.د.خ.ا.- داعی اجل را لبیک گفت و کاروان بزرگ رفتگان مبارز و انقلابی، نهضت مترقی افغانستان را بلند مرتبه تر و افتخار انگیز نمود.

انالله و انا الیه راجعون

«اصالت» و اصالتداران صدیق و وفادار به اندیشه های مترقی و روشنفکری کشور جاودانه شدن رفیق بزرگ، مبارز سترگ، آموزگار خردمند، متفکر اندیشمند، انقلابی ارجمند، مبارز هدفمند که چه در دوران مبارزات هدفمندانه اش و چه در زمانی وظایف خردمندانه و صداقتمندانه اش در دوران حاکمیت نهضت مترقی و روشنفکری میهن (از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۱) و چه پس از آن، در وطن و در قلب تپنده کشور (کابل پایتخت افغانستان) مردانه زیست و زنده گی مشقت بار ولی غرورمندانه داخل را نسبت به عیش و عشرت در کشورهای غربی و سرمایداری مقدم دانست و سرانجام جاودانه شد.

مجید سربلند در دوران مبارزه و خدمتگزاری شرافتمندانه اش درسهای بزرگ و فراموش ناشدنی اش از خود بجا گذاشت و هیچ زمانی افسون وحدت شکنان و قدرت طلبان، کرسی پرستان و مارهای داخل آستین نهضت پیشگام سیاسی و مترقی کشور نشد و هر فرکسیون و گروپ بندی و باند بازی را قاطعانه رد نمود و به عاملین آن جوان مردانه و وطنپرستانه و با قاطعیت ذاتی اش پاسخ کوبنده داد.

رفیق مجید سربلند طی سالهای اخیر که ح.د.خ.ا. – به گروپ و شاخه های گوناگون تقسیم بندی گردید، با ایمان راسخ میگفت: «آنانی که در تلاش اند نام حزب مارا و تاریخ مبارزات ظفر آفرین و تشکل سراسری مارا به گروپ و جناح های متعددی تقسیم نمایند، مانند سردسته ها و سرگروپهای تنظیمی و افراطی مرض مهلک و روانی دارند- همانگونه که شاهد بودیم سردسته های تنظیمی بعد از تصرف کابل از کشتن انسانهای بی گناه، از ویرانی و بربادی وطن و ازچور و چپاول دارایی عامه لذت میبردند و به مرض سادیسم مبتلا بودند و جنایت می آفریدند- و سرگروپهای جناح های جدا شده از بدنه حزب دموکراتیک خلق افغانستان نیز متأسفانه از پراگنده گی و سراسیمگی رفقای حزبی بخاطر فرونشاندن عطش قدرت پرستی و بیمارگونۀ خویش دست به هر ماجرا و دسیسه های خائینانه میزنند تا این خانوادۀ بزرگ و افتخار آفرین را از هم جدا بسازند. همچنانکه باندهای گروپهای مسلحی که در ترکیب نظام سرا پا فساد و شرارت کنونی فعالیت دارند و تا زمانیکه چوکی و چور و چپاول دارند آب از آب تکان نمیخورد و موقعیکه در اثر اختلافات ذاتی و ذات البینی خویش گوشه نشین شدند و بدون شرم و حیا از اعمال ننگین و جنایت دیروزشان به اپوزیسیون سرسخت نظام تبدیل شده و هر انچی که در قاموس ننگین و در دیکشنری چرکین شان وجود دارد نثار همدیگر نموده و در پی گروپ و جناح بندی پای لوچ نموده و دهها بار دروازه های باداران غربی شان بوسه زده و به پیشگاه سران سرمایداری سر سجده و تعظیم فرو آورده و با یک مشت پول خیرات و جیره پی ویرانی کشور و بربادی ملت کمر می بندند و سربازان قاتل و آدمکش امپریالیزم را فرشته گان نجات مردم کشور معرفی نموده و بیرون شدن این قوتها را فاجعه میدانند زیرا زنده گی و حیات ننگین خویش را به موجودیت این سربازان بی عطوفت و بیگانه پیوند میزنند و چون از خشم خلق و از اعمال نفرت انگیز خویش بیم دارند، ولی جالب اینست که تعدادی از رفقای ما و آنانیکه تعهد و ایمان انقلابی دارند، شب و روزشان با همین قاتلان مردم افغانستان سپری شده و در یک ائتلاف و اتحاد نامقدس و نامتجانس قرار میگیرند و حتی بخون رزمنده گان، همرزمان و خانواده شان اهمیت نمیدهند. آیا اینها دیگر به درد نهضت مترقی و روشنفکری کشور میخورند؟»

بلی، سوگمندانه و غمگینانه ما امروز در سوگ رفیقی نشسته ایم که عمر پربارش را وقف خدمت به نهضت مترقی و خدمتگزاری به مردم مظلوم و بی گناه وطن سپری نمود و بخاطر مردم دوستی و میهن پرستی در کابل زیست و بالاخره در همینجا جاودانه شد.

اگر امروز سربلند با ما نیست مبارزات غرورمندانه، اندیشه های متفکرانه و کارنامه های جاودانه اش با ماست و درسهای است که از آن بیاموزیم و به آن ببالیم.

ما یکبار دیگر میگوییم رفیق سربلند گرامی! ما سوگند یاد میکنیم که از راهی که کارمل بزرگ در مسیرمان قرار داده تخطی نکرده و با الهام از شیوه های مبارزه شما چون صخره محکم و استوار و سربلند به پیش میرویم و با دشمنان آشتی ناپذیر تر و با دوستان حوصله مند تر برخورد خواهیم نمود و منافع وطن و خانواده سیاسی را فدای هیچ مصلحت و منزلت نمیکنیم.

مرگ یا زنده گی!

افتخار به کارنامه های جاودانه و ماندگار کارمل سترگ و سربلند بزرگ!

به سربلند بهشت برین و به بازمنده گانش صبر جمیل را استدعا داریم.

با تأثرات و اندوه عمیق،

«اصالت» و اصالتداران،

Saturday, June 11, 2011

صدای ملت چیست؟
(صباح)
بچشمان اشک غم دارم دل تنگ
ز بی مهری ز نامردی ز نیرنگ
سکوتی تلخ و دردناک تا کجاها
بود تا کی غریوی جنگ و تفنگ.
صدای ملت: یک سلسله حقیقت و واقعیتهای ناگفتۀ مردم مظلوم و هردم شهید میهن رنج کشیدۀ ما!
تصمیم دارم تا با تهیه، پژوهش و گردآوری مستنداتی از رنج و الهام ناگفته و ناشنیدۀ سرزمین دردمند را از طریق نشریه های که به دموکراسی، مردم سالاری و انسان گرایی معتقد اند بگوش مسؤولین کشور و جامعۀ جهانی برسانم، تا باشد با این کوچکترین خدمتی که انجام میدهم حداقل مصیبت ملت را انعکاس بدهم. بگذار پول بدهند، انسانهای فاسد و کودن را بگمارند، اجیر استخدام نمایند، توطئه و دسیسه کنند، اما من متوقف نخواهم شد و در هر سطر و پاراگرافی که صدای ملت را منعکس نموده باشد، تهیه، جمع آوری و منتشر نمایم. و هیچگونه پاداشی نیز از کسی توقع ندارم.
«بگذار بر قامت بلند و راستین و استوار قلمم به دارم کشند، به چهار میخم کوبند، تا او که استوانه ی حیاتم بوده است، سمبول مرگم شود، شاهد رسالتم گردد، گواه شهادتم باشد تا خدا ببیند که بخاطر پول و مقامی استفاده ناجایزی از خامه ام نشده است، با قلمم معامله نکرده ام، تا خلق بداند که با قلمم بر سفرۀ گوشت حرام ننشسته ام، تا زور بداند، زر بفهمد و تزویر معتقد گردد که امانت خدا را، جنایتکاران قرن بیست و بیست و یک نمی توانند از من بگیرند، ودیعه ی عشق را چپاولگران نمی توانند ازمن بخرند و یادگار رسالت را آدمکشان نمی توانند از من بربایند . . .
قلمم استخوان من است، او نمی گذارد که فراموشش کنم، یا فراموش شوم، که با شب خو کنم و به مادیات روکنم، دیروزم را از یاد ببرم، فردا را به یاد نیاورم و از ریالیسم چشم بپوشم و تسلیم شوم، نااُمید گردم، به خوشبختی رو کنم به تسلیم خو کنم، که . . . !
قلمم ایمان من است، (به قلمم سوگند به خون سیاهی که از حلقومش می چکد سوگند، به رشحه ی خونی که از زبانش می تراود سوگند، به ضجه های دردی که از سینه اش بر می آید سوگند . . . ) که این قبلۀ مقدسم را نمی فروشم، نمی کشم، گوشت و خونش را نمی خورم به دست زورش تسلیم نمی کنم، به کیسۀ زرش نمی بخشم به سر انگشت تزویرش نمی سپارم. دستم را قلمم می کنم و قلمم را از دست نمی گذارم چشم هایم را کور می کنم، گوشهایم را کر می کنم، پاهایم را می شکنم انگشتانم را بند بند می برم، سینه ام را می شکافم، قلبم را می کشم حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم . . . اما قلمم را به بیگانه نمی دهم. به جان او سوگند که جان را فدایش می کنم، خود را قربانیش می کنم به خون سیاه او سوگند که به فرمان او هر جا مرا بخواند، هر جا مرا براند، هر چه از من بخواهد، در طاعتش درنگ نمی کنم. (قلمم عصای مسیح من است، امانت روح القدس من است ودیعۀ مریم پاک من است، صلیب مقدس من است). در وفای او، اسیر ریاکاران نمی شوم، زرخرید زرداران نمی شوم تسلیم پول پرستان نمی شوم. » و همچنان به زود ترین فرست تاریخی صدها صفحه یی مستند، از جنایت، وحشت و بربریت را به پیشگاه ملتم تقدیم خواهم کرد.
گاندی هفت موردی که باعث نابودی و انزوا میشود چنین برمیشمارد:
- > ثروت، بدون زحمت
- > لذت، بدون وجدان
- > دانش، بدون شخصیت
- > تجارت، بدون اخلاق
- > علم، بدون انسانیت
- > عبادت، بدون ایثار
- > سیاست، بدون شرافت.
این هفت مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش بر روی تکه کاغذی نوشت و به نواسه اش داد.
«انتخاب جملات و پاراگراف های از اندیشۀ ناب شریعتی. »

Wednesday, January 14, 2009













متن بیانیه رفیق سرور عامل بمناسبت گرامی داشت
از هشتادمین سالروز تولد تاریخ مرد بزرگ
.........................................
زنده یاد رفیق ببرک کارمل
.........................................
(رفیق خسرو عامل فرزند برومند رفیق سرور عامل)
:
کاش بودم زان کسان کاندر جهان سازگار آیند با هر خار و خس
یا از آن مردم که گِرد آیند زود نزد هر شیرینی همچون مگس
(محمد تقی بهار "ملکُ الشعراء")
ببرک کارمل شخصیتِ سیاسی نامور افغانستان، منطقه و جهان است که کمتر شخصیتِ سیاسی مشابه اش را
میتوان در دنیای امروز خاصتاً در جهان مترقی و در بین کسانیکه در مکتب سیاسی مارکسیسم پرورده شده اند و آنرا سرمشق زنده گی خود قرار داده اند، سراغ کرد
البته شخصیت های سیاسی و انقلابی فداکاری راه و رسم مکتب سیاسی اندیشه های مترقی را پیش گرفتند و فداکارانه در این راه مقدس تا گذشتن از جان مبارزه کردند و اکنون هم چنین شخصیت های وجود دارد به یقین که در آینده نیز شخصیت های از این قبیل وجود میداشته باشد. سوال مطرح میشود که چرا میان همه شخصیت های رهبری کننده جهان مارکسیسم که عین راه را تعقیب می کنند و بخاطر همان آرمان بزرگ فناناپذیر می رزمند، تفاوتهای وجود میداشته باشد؟
این بخاطری که همه نمی توانند تمام سجایا (کرکتر، اخلاق، شخصیت، فداکاری، وقف، برخورد اجتماعی انسانی، تواضع، موضعگیری انقلابی آشتی ناپذیر با دشمنان طبقاتی، صادق و وفادار بودن به تعهدات خود در خدمتگذاری به زحمتکشان کشورش و زحمتکشان جهان، فهم و اگاهی سیاسی و در خط ایدیولوژی طبقه کارگر و انترناسیونالیزم پرولتاریایی قرار داشتن و تا آخرین لحظات زندگی به این امر صادق و معتقد بودن) که خصوصیات یک انسان مترقی متعهد به اندیشه های پیشرو عصر ما است در خود حفظ کنند. اینها اند سجایای عالی و انسانی یک معتقد پیرو اندیشه های مترقی دوران ساز که تا آخرین دقایق حیات در خود حفظ می کند و بهمین اساس است که او را از دیگر همرزمان هم سطح اش متفاوت و برتر می سازد
رفیق ببرک کارمل بزرگمردی که نه تنها در تاریخ مبارزات سیاسی کشور ما بلکه در تاریخ پرفراز و نشیب مبارزات سیاسی جهان بخصوص در نیم قرن اخیر بحیث یک شخصیت سیاسی طراز نوین در میان دیگر شخصیت های سیاسی مترقی که کمتر نیستند، تعدادی از جهان چشم پوشیدند و آنانیکه هنوز در قید حیات اند، ماندگار است. بعضاً که عقده گشایی می کنند و شخصیت سیاسی او را تحمل نمی توانستند و در رقابت با او در مشکلات مواجه می شدند، متعصبانه، بدبینانه و خشمگینانه او را رهبر عنعنه وی می گفتند و می گویند که محبوبیت اش بخاطر رهبر عنعنه وی بودنش است
باید یاد آور شد که شخصیت شدن کار ساده و آسان نیست و رایگان بدست نمی آید. عرض اندام نمودن
ببرک کارمل بحیث یک شخصیت سیاسی و به شهرت رسیدن وی نتیجه همان مبارزات انقلابی وطنپرستانه و فداکارانه بیش از نیم قرن اش و همه سجایایی میباشد که قبلاً برشمردم و در او دیده میشد و تا آخر عمر آنرا حفظ کرد. با درک و شناخت همین خصوصیات در وجود ببرک کارمل بود که ارتجاع منطقه خاصتاً پاکستان و همچنان دنیای غرب و در قدم اول امریکا او را در رهبری افغانستان تحمل نتوانستند و با حیل گوناگون در صدد دور نمودن وی از رهبری و اخراج از کشور شدند که وسیله تطبیق این توطئه و اقدام خائنانه میخائیل سرگیوویچ گورباچُف شد
چه اتهامات دروغین و ناروایی که به آن شخصیت نسبت می دادند- از روابط با سلطنت گرفته تا مربوط بودن به شوروی. به اتحاد شوروی بخاطری که آنجا حاکمیت کارگران و دهقانان سرنوشت را بدست داشت و ببرک کارمل که مدافع سرسخت کارگران و دهقانان و زحمتکشان کشورش بود و اتحاد شوروی را مدافع زحمتکشان جهان میدانست و خود نیز باین عقیده بود و در دفاع از مظلوم ستمدیده مرز و سرحد نمی شناخت و دفاع انسان زحمتکش را ولو در هر گوشه و کنار دنیا باشد وظیفه و مسئولیت تاریخی خود می پنداشت و دیگران را نیز در این امر توصیه میکرد
ببرک کارمل یگانه نماینده مردم وطنش در ولسی جرگه وقت بود و از همان تربیون پارلمان بود که دولت سلطنتی وقت را نسبت مظالم و زیر پا گذاشتن حقوق حقهء مردمان کشورش بخصوص کارگران و دهقانان و سایر زحمتکشان کشور که سنگینی بار این بیدادگری ها را بیشتر از دیگران به دوش می کشیدند، مورد انتقاد و اعتراض شدید قرار میداد که بیانیه های دو دورهء نمایندگی اش در شورای ملی وقت گواه این حقیقت است
ببرک کارمل که از سرسخت ترین مبارزین مبارزه طبقاتی و معتقد یک جامعه بدون طبقات بود در این راستا و این نبرد برحق از هیچگونه فداکاری دریغ نکرد و زنده گی خود را در این راه وقف کرد. او انقلابی آگاه و مجهز به اندیشه های پیشرو عصر خود بود، واقعاً ببرک کارمل را میتوان مروج اندیشه های مترقی طراز نوین طبقه کارگر در افغانستان دانست. او بود که با بیانیه های پُرشور و انقلابی اش و با صدای رسا، گیرا و دلنشینش مردمان و سامعین تالارها، محافل و جلسات را به هیجان می آورد و ادبیات و اصطلاحات مترقی را بدینوسیله پخش میکرد و در اذهان می نشاند
درک و اعتقاد و آگاهی علمی او به ایدیولوژی طبقه کارگر او را بحیث یک رهبر خردمند به میدان کشید و چون بعضی رهبران انقلابی و وطنپرست عصر خود جایگاه خاص و شایستهء در جنبش مترقی جهانی و انترناسیونالیستی دارد
ببرک کارمل که همیشه نجات زحمتکشان کشورش را از چنگال مظالم و استبداد توصیه می کرد و خود در این امر متعهد بود و بخاطر تحقق آن بیدریغ می رزمید باید توصیه های او را فراموش نکرد و در صدد عملی شدن آن گام برداشت. بخصوص در شرایطی که بار دیگر ارتجاع سیاه وابسته به امپریالیزم بر سرنوشت ملت افغان حاکم است. حاکمیت بیدادگر و فاجعه انگیز، حاکمیت چپاولگر و غارتگر بیشتر از هر وقت دیگر را باید از سر توده های مظلوم و ستمدیده جامعه دور کرد، که مبارزه سرسختانه و بی هراس علیه آن یگانه وسیله تطبیق این امر است. ما باید کمر همت ببندیم به یقین که توده های مردم در انتظار ما اند زیرا کارروائی ها، عملکردها، اهداف و آرمانها، منظور و مقاصد و نیات درونی همه دولت ها و دولتمردان در همین چند دههء اخیر در انظار توده های مردم تجربه شده و از آزمایش زمان گذشته است. همین مردم بودند که جهادی ها را شر و فساد و طالبان را رنج و عذاب نام گذاشتند. روزگاری فرارسید که مردم از رنج و عذاب و از برخورد های خشن طالبان به ستوه امده بودند و هزاران زن و مرد منطقه و تقریباً مجموع جامعه افغانی در انتظار آن بودند تا نیروی تازه دمی ولو از هر جا و از جانب هر کسی باشد جای طالبان را بگیرد و مردم را از شر استبداد طالبان رهایی بخشد
سقوط طالبان و روی کار آمدن حاکمیت جدید که همین اکنون بر سرنوشت مردم حکومت می کند در اوایل مایهء خوشی ملیون ها انسان هموطن ما شد ولی بعدها دیده شد که صرف طالب از کشور رانده شد و بس و دیگر هیچ کدام تغییر اساسی که متضمن زندگی توده های مردم کشور ما باشد بوجود نیامد و مردم بهمان پرابلم و مشکل اقتصادی بخور و نمیر که از آمدن جهادی ها و رفتن طالبان داشتن، هنوز هم گریبان گیرشان است. استقرار حاکمیت وارد شده نه تنها اینکه کوچکترین تغییراتی را در بهبود زندگی مردم بوجود نیاورد بلکه فاجعه بیشتر شد و دولت نتوانست ابتدایی ترین ضروریات زندگی مردم را بخصوص از محکوم ترین اقشار جامعه را مهیا کند
علاوه بر این مشکلات اقتصادی در مناطق دور دست از شهرها و بعضاً در شهرها که تأمین امنیت در آنها دیده نمیشود و احساس نا امنی و نا آرامی روان توده های فقیر جامعه ما را مخدوش مینماید، همه روزه تعدادی از انسانهای وطن (زن و مرد، طفل و کودک) بشکل فاجعه آمیز بوسیله نیروهای مسلح داخلی و خارجی بقتل میرسند
بناً امید بستن به دولت کنونی بخاطر بهبود زندگی مردم و بازگشت صلح و امنیت و آرامش مطمئن در جامعه، رویایی بیش نخواهد بود
پس در همچو اوضاع و شرایط وظایف نیروهای مترقی، وطنپرست و رسالتمند که تعهد خدمتگذاری به توده های مردم و نجات آنها را از این مشکلات داده اند و در تعهد خود انرا تضمین کرده اند، چه خواهد بود؟
مختصراً باید یاد آور شد که یگانه راه نجات جامعه افغانی از این همه فاجعه و نابسامانی، اتحاد و وحدت نیروهای چپ دموکراتیک در یک تشکل واحد بزرگ سراسری کشور است. وحدت طلبی و وحدت خواهی باید صادقانه باشد نه در حرف و بخاطر فریب
آنانیکه صادقانه طرفدار وحدت و اتحاد هستند ولو که این وحدت و اتحاد موجب تغییر مقام و موقف حزبی عدهء از صدر نشینان گردد، نباید ترس و هراس را بخود راه داد. باید جسورانه در امر وحدت همه نیروهای چپ در وهله نخست همان خانواده بزرگ ح.د.خ.ا اقدام کرد
باید خاطر نشان ساخت که (مشروط بودن و اعتقاد داشتن به وحدت سرزمین و وحدت ملی) امکانات بهتر و خوبتر را در نزدیک شدن و قطعی شدن یگانگی همه نیروهای چپ انقلابی در حزب دموکراتیک خلق افغانستان را بوجود می آورد
نباید از این واقعیت انکار کرد که گفته شده: "هیچ یک از تشکیلات جدید نتوانستند حتی با حداقل شرایط ح.د.خ.ا (حزب وطن) از لحاظ فعالیت سیاسی و ساختار تشکیلاتی وارد صحنه سیاست گردند (نوشته ف.ع تحت عنوان "وحدت چپ انقلابی افغانی" منتشره سایت های «اصالت»، آینده و آزادی)
معلوم است که جز یکجا شدن در یک تشکیل واحدِ انقلابی با پراگندگی و با تشکیلات مجزا مبارزه کردن چندان نتیجه نخواهد داشت. آنانیکه در فکر وحدت با جنگ سالاران وحشی و جنایتکار، با دزدان و چپاولگران، با مخربین و ویرانگران نفرین شده استند، باید بدانند که خود نیز شریک جرم آنها شناخته شده و از قضاوت تاریخ در امان نخواهند ماند. در صورتیکه به چنین اقدام خائنانه و معامله گرانه پرداخته شود احساس خواهند کرد که تنها خودشان در کنار جنایتکاران قرار خواهند گرفت
فرزندان صدیق و اصیل ح.د.خ.ا که به آرمانهای آغازین حزب شهیدان و قهرمانان خود متعهد و معتقد اند، نام پاک و افتخارات حزب خود را حفظ خواهند کرد و در همین مسیر به مبارزات خود ادامه میدهند و هیچگاهی به معامله و زدوبندهای خائنانه و فروختن خون شهیدان گُلگون کفن حزب خود گردن نخواهند گذاشت و راه و اندیشه رهبر خِردمند آن ببرک کارمل را که تا آخرین روز حیات با ارتجاع سیاه آشتی ناپذیر بود، تعقیب می کنند
من که همراه با فامیلم سه سال و شش ماه در شهر حیرتان در یک منزل با رفیق ببرک کارمل زنده گی داشتم، هیچگاهی از زبان ببرک کارمل نشنیده ام که گفته باشد با "اشرار بی فرهنگ" وحدت و اتحاد شود. ببرک کارمل وحدت و اتحاد را در جمع آوری تمام نیروهای پراگنده ح.د.خ.ا و سایر سازمانهای چپ که به امر مبارزه طبقاتی معتقد باشند، میدانست
بناً هیچکس نباید بخود حق و صلاحیت بدهد که چنین معامله گری ها را که سابقه طولانی تقریباً دو دهه دارد و از همان بیست سال قبل در زد و بند با گروپ های معلوم الحال اشرار وحشی بودند از نام ببرک کارمل معامله کنند. از نام و آدرس خود به چنین معامله گری ها بپردازند
از زبان بعضی ها شنیده میشود که می گویند، اقدامات در این مورد مشوره و هدایت ببرک کارمل بوده. باید جلو این تبلیغات فریبنده گرفته شود

در اخیر، روح رفیق ببرک کارمل عزیز را شاد و روانش را آسوده می خواهم

سرور عامل
دسمبر ۲۰۰۸

www.esalat.org









Saturday, September 20, 2008

٨٠ مین سال روزتولد

بمناسبت٨٠ مین سالگردشادروان ببرک کارمل عزیز
پیام حمایت، پشتیبانی و همکاری
رفقای عزیز و گرامی دست اندرکاران سایت
«اصالت»
از تجلیل و گرامی داشت ٨٠ مین سالروز تولد شادروان ببرک کارمل عزیز، شخصیتِ باتقوا، مبتکر، انقلابی، انترناسیونالیست، وفادار به ارزش های انسانی و مبارز خستگی ناپذیر جامعه بین المللی، قلباً حمایت و پشتیبانی خودرا اعلام میکنم، در پیاده نمودن نجات توده های ملیونی از زیر یوغ استبداد، استثمار و استعمار امپریالیزم بین المللی و شرکای جرمی آن در افغانستان همکاری و همیاری نموده برای شما رفقای عزیز نیز در این راستا پیروزی ها و موفقیت های بزرگی را آرزو میکنم
از تمام اعضای صدیق ح.د.خ.ا. و فرزندان اصیل آن، دوستان و شخصیت های ملی جامعه ما افغانستان
خانه مشترک تمام اقوام کشور آزادگان و معتقد به راه خوشبختی و دموکراسی و نیل به اهداف
غائی، مبرا از هرنوع بیعدالتی های اجتماعی با اتحاد و همبستگی تمام نیرو های
سیاسی کشور، صمیمانه تقاضا مینمایم تا متشکل شده، راه نجات مردم درین مقطع زمانی
از چنگ جنایت کاران تاریخ جستجو و عملکرد آن ارواح گذشته گان مارا خوشنود
و رسالت تاریخی و دین وطنی خود را ایفا نموده باشیم
روح گرامی فرزند صدیق مردم افغانستان، زنده یاد ببرک کارمل عزیز شاد باد
دست های توانا، با انرجی و پُربار شما فرزندان اصیل (ح.د.خ.ا.) را که ابتکار و افتخار میآفرینید
سخت می فشارم و سپاسگذارم
انجینیر جمشیدی

Sunday, September 14, 2008

کارل مارکس (Karel Marx)

Karel Marx

یکصدونود مین سالگشت تولد کارل مارکس
پنجم ماه می٢٠٠٨مصادف با١٩٠مین سالگشت
تولد کارل مارکس،آموزگار بزرگ طبقه کارگرو مردم زحمتکش جهان بود
کارل مارکس، فیلسوف، دانشمند علوم اجتماعی، تاریخ دان
و انقلابی، بدون شک با نفوذ ترین و موثرترین متفکراجتماعی
است که در قرن 19 پا به عرصه وجود گذاشت
ایده های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مارکس در 150 سال گذشته جهان را تغیر داده
و در گستره وسیعی به قوه محرکه جنبش های اجتماعی مبدل شده است
به مناسبت سالگشت تولد مارکس طبق سنت هر ساله، در روز 2 1 می
مراسمی بر مزار مارکس در گورستان ”های گیت“ در شمال لندن برگزار شد
در این مراسم نمایندگان شماری از احزاب کمونیست کارگری جهان
و از جمله حزب توده ایران به دعوت حزب کمونیست انگلیس حضور داشتند
رفیق كارولوس ويمر، عضو هیئت سیاسی حزب برادر و عضو پارلمان
ونزوئلا، به مثابه سخنران اصلی این بزرگداشت در سخنرانی خود
در رابطه با مسائل بین المللی، اظهار داشت
باعث خوشحالی من است كه با شما در باره 160 مين سالگرد مانيفست حزب کمونست
و اهمیت آن برای مبارزه ای كه در آمريكای لاتين در جريان است صحبت كنم
قيام عليه هژمونی آمريكا بر آمريكای لاتين در سالهای
آغازين قرن 21، نقطه عطفی تاريخی است. آمريكای لاتين با تلاش در راه رهائی
از قرن ها تسلط امپرياليسم، از استقلال خود دفاع می كند
جدی بودن اين تهديد عليه قدرت آمريكا، توجه واشنگتن را بطور روز افزونی
به خود جلب كرده است. به احتمال زياد قرن 21 به عنوان قرن ضد-امپرياليستی
شناخته خواهد شد، و عدم تحمل فزاينده امپرياليسم رو به زوال آمريكا مشخصه آن است.
گرايش به چپ در آمريكای لاتين، كه نقش آمريكا را در آمريكای جنوبی متزلزل ساخته، می تواند
نمونه كوچكی باشد از آنچه می توان در سراسر جهان انتظار داشت ، و از مقاومت
در مقابل ماشين جنگی آمريكا در عراق نيز مهمتر است
آمريكای لاتين، به ويژه، جمهوری بوليواری ونزوئلا با پذيرش ميراث كارل ماركس
و فردريك انگلس و رهبران انقلابی سياسی خود مانند سيمون بوليوار
و فردريك ميراندا، برای يك جامعه نوين بر پايه عدالت اجتماعی، صلح
و برای سوسياليسم مبارزه می كند. من مطمئن هستم كه تجربه آمريكای لاتين
بسيار پربار خواهد بود و نتيجه آن به تمام مردم و كارگران فكری و يدی كمك خواهد كرد
تا با تمام قدرت خود مبارزه عليه سرمايه داری را در اشكال كهنه و نوين آن تشديد بخشند
آمريكای لاتين ثابت می‌كند كه اثر فراموش نشدنی كارل ماركس اهميت و ضرورت معاصر خود را
از دست نداده است.با وجوديكه بعد از 1989، پايان تاريخ اعلام شده بود، اما، تاريخ اخير
در ونزوئلا و ساير كشورهای آمريكای لاتين
مانند برزيل، بوليوی، اكوادور، نيكاراگوئه، اوروگوئه، آرژانتين
و پاراگوئه نشان می دهد كه ماترياليسم ديالكتيك و تاريخی
هميشه و در تمام كشورها علمی و واقعی می‌باشند.
از سوی ديگر سوسيايسم در كره، كوبا، چين، لائوس و ويتنام به پيش می رود.
تبلور آن تحت الهام كارل ماركس اشكال گوناگونی به خود می گيرد و آن دليل عينی است
بر اينكه انقلاب ضد-سرمايه داری و ضد-امپرياليستی همچنان در قرن 21 در كمال پويائی
به پيش می رود. در حقيقت، بعد از 1989، نه تنها سوسياليسم در
بخش اعظمی از دنيا انكار شد
بلكه اكثريت عظيم نوع بشر لذت صلح و امنيت را از دست داد.طبيعتا، در چنين
شرايطی، حضور احزاب كمونيست و كارگری، در كنار ساير سازمان های مترقی
و انقلابی، همانند گذشته ضروری است. از سوی ديگر، اتحاد تمام نيروهای انقلابی
برای مبارزه ضد-امپرياليستی ما حياتی است.و آمريكای لاتين يك نمونه مهم و موفق را
ارائه می دهد. در ونزوئلا، ما ساختار يك اتحاد ضد-سرمايه داری و ضد-امپرياليستی را
با شركت؛ حزب سوسياليست نوين، حزب كمونيست ونزوئلا و ساير
سازمان های سياسی آغاز كرده ايم. در آمريكای لاتين به مثابه يك كل، نيز اتحاد
در حال پيشرفت است. كشورهای هر چه بيشتری در
”آلبا“ (آلترناتيو بوليواری برای آمريكای لاتين) شركت می كنند.
به دنبال كوبا و ونزوئلا كشورهای بوليوی، اكوادور و نيكاراگوئه به ”آلبا“ پيوستند،
در آينده ای نزديك پاراگوئه نيز به آنها خواهد پيوست. واقعيت تاريخی به ما می گويد
كه اصول ماركسيسم شرطی حياتی است برای موفقيت مبارزه نوع بشر
عليه فقر و دستيابی به يك زندگی بهتر برای همه ، كه تنها در يك جامعه سوسياليستی رها
از اشتباهات قرن 20 اما آبديده با تجربه غنی آن امكان پذير است. ما امريكای جنوبی ها
خوشحاليم از اينكه تصميم گرفتيد امسال به منطقه ما توجه كنيد.سرمايه داری ماهيت انسانی را
نفی می كند و می تواند بسياری را كه در شرايط فقر آميز بسر میبرند را
به ياس و نا اميدی بكشاند
تجربه های گذشته به ما می اموزند كه تحول انقلابی بصورت مكانيكی اتفاق نخواهد افتاد
تحول انقلابی تنها بر پايه تصميم آگاهانه مبنی بر درك ماركسيستی كه سرمايه داری بانی
خطای ساختاری در جامعه بشری است، به وقوع خواهد پيوست. هيچ جامعه ای در دنيا
نمی تواند خود را از پی آمدهای منفی سرمايه داری، بدون اعمال تئوری و عمل آموزش
ماركس، دور نگهدارد. بدين قرار، به منظور عقب راندن موفق مرزهای سرمايه داری،
همه ما احتياج داريم كه بسياری از درس هائی را كه از طريق مبارزه مردم و طبقه كارگر
در كشورهايمان و از انقلابيونی مانند كارل ماركس، فردريك انگلس، ولاديمير ايليچ لنين،
سيمون بوليوار از ونزوئلا، مارتی از كوبا، مارياتگوئی از پرو، ساندينو از نيكاراگوئه و
بسياری ديگر آموخته ايم بكار ببريم
بنابر اين رفقا، به پيش به سوی آخرين نبردانترناسيونا ل ا تحاد نوع بشر

رفیق محمود بریالی




مبارز راه بهروزی توده های زحمتکش افغانستان دیده بر جهان فرو بست

شخصیتی انسان دوست و دانشمند، مبارزی خستگی ناپذیر و وفادار به امر مردم و زحمتکشان افغانستان، در 14آذر ماه 1385 پس از ماه ها بیماری جانکاه در بیمارستانی در آلمان دیده بر جهان فرو بست. رفیق محمود بریالی فارغ التحصیل اقتصاد بین المللی از دانشگاه مسکو بود. وی در بازگشت به میهن نقش فعالی در ساختن جامعه ای ترقی خواه و آزادی دوست و عدالت پرور به عهده گرفت و در مبارزه با تسلط واپس گرایی و بیگانگان بر کشور از هیچ کوششی فرو گذار نکرد
نقش برجسته رفیق محمود بریالی در خدمت به خلق محروم و زحمتکش افغانستان احترام و محبت ویژه ای را نزد مردم زحمتکش افعانستان و رفقا و دوستانش پدید آورده است.یاد و خاطره تلاش های ارزشمند رفیق بریالی در خدمت به محرومان جامعه، در راه پی ریزی مبانی دموکراسی و ایجاد جامعه ای آزاد و آباد در میهن رنچدیده اش از صمیمی ترین نمونه های تاریخ است
ما این ضایعه دردناک را به خانواده، رفقا و دوستان رفیق بریالی صمیمانه تسلیت می گوئیم.یادش گرامی باد
دبیر خانه حزب توده ایران 18 آذر ماه 1385

Speach of Rafiq.M.Baryalai

همدوره تحصیلات عالی درمسکواتحادشوروی

Friday, October 12, 2007

چهره های سیاسی ح د خ ا

----------------------------------
ح د خ ا


چهره های سیاسی ح د خ ا
----------------------------------
فیدل کاسترو رهبرسیاسی کوبای انقلابی





فریدریچ انگلس وکارل مارکس بنیاد گذاران جامعه عاری از استسمار

















Sunday, February 4, 2007

محمد داؤد رزميار

محمد داؤد رزميار
کنگره وحدت بمثابه کنگره پيروزی نيروهای چپ و دموکراتيک

از بُن تا توکيو،لندن، ده ها نشست بين المللي ،لويه جرگه ها،مراحل عبوری،انتقالي،انفاذ قانون اساسي،انتخابات رياست جمهوری،پارلماني،تغيير و تبديل کادری،تبليغات گسترده در حمايت از حاکميت – گرداننده گان رژيم و حاميان جهاني آنها نتوانسته اند داروی شفابخش برای التيام زخمها و دردهای دوامدار برای علاج جامعه پيش کش نمايند .روز تا روز يأس و نااميدی،عدم اعتماد و بي باوری بالای سياست و عملکرد مقامات حاکم بيشتر و بيشتر مي گردد.

با يک حساب ساده هر گاه به هر آنچه مي گذرد نظرانداخته شود،با تمام تلاش و پشتيباني گسترده مالي و معنوی در سطح بين المللي روزگار عادی مردم بد و بدتر شده،فاصله ميان فقر و ثروت به گونه يي بي مانند در طول تاريخ کشور ما داد و بيداد مي کند .مسلماً نتيجه اين است که سياست نادرست،ادارهء ناسالم و بي کفايت،سياست کادری جانبدارانه،غيرمردمي و غيردموکراتيک فضای سياسي و نظامي – اجتماعي و اقتصادی را بي ثبات ساخته و سبب دهها و صدها مشکل گرديده تا سرحدی که دور کردن آن از راه پيشرفت و ترقي برای چنين يک اداره غيرممکن و لاينحل جلوه مي نمايد .
کساني که مسوليت را پذيرفته اند نتوانستند و يا نخواستند پرابلم ها را در اسرع وقت حل نمايند.عناصر و عوامل مضر برای پيشرفت از ريشه نه خشکيد .از بي جا نمودن کادرهای ناسالم ترسيدند و حتا گاه گاهي در برابر آنها عجز و ناتواني نشان دادند.واقعيت اين است که با چنين اداره غيرفعال و عاقبت نه انديشانه و غيرمسؤل در قبال منافع ملي و مردمي غير مقدور به نظر ميرسد که حيات اجتماعي و اقتصادی دموکراتيزه گردد ،و سرانجام مردم بتواند در زير آسمان نيلگون و آفتابي خود قدری نفس راحت بکشند .
ما کوتاه بين نيستيم،درست خواهد بود اگر گفته شود در سالهای اخير گامهای مثبتي نيز برداشته شده اما بسيارکُند و به آهستگي که سوگمندانه دردهای اساسي را درمان نکرده،از شرايط و امکانات نهايت مساعد استفاده مطلوب بعمل نيامده است؛نبود اردوی ملي و پوليس مردمي،فساد اداری،رشوه تا سرحد خيانت،تعصبات مليتي،قومي و گروهي (رويارويي در پارلمان)،کمبود تعليم و تربيه سالم،پايين بودن خدمات صحي،بيکاری،صعود سرسام آور قيمت ها،سطح نازل درآمد کارمندان و کارگران،افزايش کشت خشخاش،بالاگرفتن امراض ساری،انحطاط اخلاقي در بين جوانان که از شلاق و درد آن مردم داد و بيداد مي کنند و فغان شان در سرتاسر کشور بالا گرفته است،همه و همه نمايانگر آنست که مردم باور و اعتقاد شانرا نسبت به اقدامات دولت و آينده شان از دست دهند .
علي رغم انتظارات و توقعات در داخل و خارج،آناني که مانع رشد،پيشرفت،سازنده گي و آبادی جامعه هستند و نقش بازدارنده را ديروز و امروز و در طول تاريخ بازی کرده اند هنوز هم بر مسند قدرت تکيه زده اند.دست درازی به جان و مال مردم،دارايي و ثروت عامه کوتاه نگرديده است و به زورگويي آنها پاسخ داده نمي شود و حتا گا

و بيگاه اينجا و آنجا درين و آن مقام ستيژ تبليغاتي در اختيارشان گذاشته مي شود تا در مخالفت و ضديت با کساني که در دفاع از منافع ملي دست و نام پاک دارند حمله نمايند .فضای همکاری مثمر و مؤثر را خدشه دار سازند .قطب بندی،صف بندی و رده بندی ديروز را عميق تر ساخته،آتش مي افروزند تا محيط اعتماد را بسوزانند و بالاخره آب را گل آلود کرده ماهي بگيرند.
قضاوت را بمردم خود مي گذاريم که خوب را از بد چگونه تشخيص مي دهند.حوادث سالهای اخير تاريخ دور و درازی ندارد تا از حافظه هم ميهنان ما زدوده شده باشد .بياييد به صدای رسا زحمتکشان رنجديدهء خود که از مسجد و مدرسه،ادارات،فابريکه ها،مزرعه ها و بالاخره از قرأ و قصبات،از کران تا کران کشور بلند و بلندتر شنيده مي شود،گوش فرا دهيم که چه ميگويند و چه مي خواهند،چه قضاوت کرده و مي کنند.
موضعگيری و موقف نيروهای چپ و دموکراتيک در قبال اوضاع و احوال فعلي،مساله سوال برانگيز و با اهميتي است که به آن بايست پاسخ قانع کننده ارائه گردد.دور از عدل و انصاف خواهد بود که جنگ ببرها را از بالا تماشا کرده و در برابر مشکلات نظاره گر باشيم .چنين انتظار از نهاد غلط،گمراه کننده و غير واقعبينانه مي باشد .شانه خالي کردن از مسوليت و نپذيرفتن آن بخصوص درين مرحله حياتي و تاريخي،غيرمردمي و ارتجاعي محسوب مي گردد.به باور کامل غير متحرک و بي تفاوت بودن درين کارزار نه تنها نقيصه،بلکه گناه بزرگ تلقي مي گردد.کساني که خود را وارثين مبارزات مترقي و وطنپرستانه ميدانند،نبايد از ابتکار عمل در کم ساختن و بالاخره نابودکردن رنجهای بيکران مردم دست بگيرند و تماشاگر باقي بمانند.
در سالهای اخير بي باوری هموطنان ما گواه زنده بر عدم اعتماد آنها از سياست بازی های زيرخيمه مي باشد،واقعيت های موجود،بحران همه جانبه را دامن زده و جامعه را در مرداب سياست های ارتجاعي و غير مردمي فرو برده است .با وجود اين وضع دراماتيک،داد و بيداد،تقاضاهای مکرر و دوامدار مردم،نيروهای تحول طلب و ترقي پسند نتوانسته و يا نخواسته اند موقف روشن،فعال و تعين کننده داشته باشند .در حالي که جامعه ما هرگز آماده چنين تحولات مترقي و دموکراتيک نبوده که امروز شرايط برای آن آماده است .نيروهای ملي و دموکراتيک،با اتکا به مردم عذاب ديده و رنج کشيده خود توانايي آنرا دارند که در چارچوب قانون اساسي،آزادی های مطرح شده،با شيوه کاملاً مسالمت آميز،دور از ماجراجويي در سمت تحولات بنيادی و حياتي ابتکار عمل و مبارزه را به عهده بگيرند .
درين مقطع زماني ضرورت مبرم پنداشته مي شود،تا نيروهای دموکراتيک در پيشاپيش شعارهای روز و خواستهای بر حق توده های مليوني کشور ما قرار گيرند، و اعتراضات مسالمت آميز را سمت و سويي پُربار تر بدهند .
با صراحت و قاطعيت گفته مي توانم که شيوه مبارزه نهضت فراگير دموکراسي و ترقي افغانستان تحريک آميز،ماجراجويانه و چپ افراطي نيست و نخواهد بود.نهضت فراگير با هرنوع ماجراجويي،فعاليت غيرقانوني که آب را گل آلود سازد و روند طبيعي و سالم تکامل جامعه را برهم بزند و به فرصت طلبان و بنيادگرايان موقعيت محکمتری بدهد نه تنها مخالف بلکه برعليه آن مبارزه مي کند.مبارزات و فعاليت های سياسي ما در چارچوب قانون اساسي تنظيم گرديده و ادامه پيدا خواهد کرد،البته اين بدان معنا نيست و نخواهد بود که روحيه تهديد،فشار و شانتاژ از احساس مسوليت را که در قبال منافع ملي،اعاده امنيت و آرامش،پيشرفت و ترقي داريم کنار بزند و نتوانيم نقش سازنده و تاريخي خود را در تحقق آرمانهای ملي و مردمي به نحو شايسته به انجام برسانيم .
بگذار کساني که در اين و آن گوشهء از حاکميت کمين گرفته اند و برضد نيروهای چپ و دموکراتيک توطئه چيني مي کنند،ما را به جرم تأمين عدالت اجتماعي،رفاه عامه،ريشه کن کردن بيکاری،تعليم و تربيه و صحت عامه مجاني،نابودی کشت خشخاش و قاچاق آن،تأمين حقوق زنان،احترام به حقوق بشر،خاصتاً وحدت ملي،در صورت مبارزات مشروع،قانوني،دموکراتيک و مسالمت آميز متهم مي سازند،بايد بدانند که مسوليت به عهده آنها خواهد بود تا در برابر عدالت مردمي پاسخ بدهند.
دوستان گرانقدر،شيفته گان راه دموکراسي و ترقي !
تحقق آرمانهای والا و انساني که در دل پرورانده و از آن سخن مي گوييم به مبارزه فعال و کار ساز ضرورت مبرم احساس مي گردد.مهر سکوت برلب زدن،در زيرسايه پُت پُت خزيدن و از سايه ترسيدن به اميد اين و آن زنده گي کردن شيوهء مبارزه عناصر مترقي و تحول طلب نبوده و نيست .داشتن جسارت،ابتکارعمل، معقوليت و درايت سياسي توأم با احساسات وطنپرستانه و ملي، راه مبارزهء تحول طلبان بوده و مي باشد .انحراف چپ و راست متناقض و متضاد با شيوه های اصولي مبارزه بوده که از ريشه با آن مخالفت داشته و نبايد در اوضاع و احوال با اهميت کنوني و يا سؤ استفاده از شعارهای جاری جاگزين مبارزات دموکراتيک و دورانساز گردد.
نسخه و داروی نجات بخش در پياده نمودن آرزوهای شريفانه همانا وحدت و همبسته گي ما بوده و اين يگانه راه است .
برای توصل به اين هدف مبارک طرح کنگره وحدت بمثابه گام تاريخي مطرح و پيشکش گرديده است .هيچ معضلهء ديگر باقي نمانده که ما را از هم جدا و دور نگهدارد تا تک تک به فعاليت ادامه دهيم .جهت تحقق اين آرزو پرنسيپ های اساسي،اصول کلي و کليدی برای گشايش ديالوگ و تفاهم انعکاس يافته و تقديم همه نيروهای خواستار وحدت و يکپارچگي مبارزه ترقي خواهانه در يک صف واحد گرديده است .قابل يادآوری است که شور و شوق،علاقمندی فعالين و طرفداران نهضت فراگير درخور تخسين مي باشد .در حالي که اين احساس قابل ارج است،اما تاکيد مي نمايم که حجم کار از لحاظ کمي و کيفي پاسخ گوی مقتضيات زمان نبوده و ضرورت آن پنداشته مي شود که به آن تکانه يي جديد و جدی داده شود .از جانب ديگر عمل و عکس العمل ساير نيروهای دموکراتيک بصورت قطع در اين استقامت زياد محسوس و مطلوب نبوده و توجه لازم به آن مبذول نداشته اند.زمان ميگذرد،از سال روان قريب دوماه سپری گرديده است.تدوير کنگره که در سال روان پيش بيني شده به سرعت عمل،درايت سياسي،همسويي و همنوايي فکری تمام طرفداران راه ترقي و دموکراسي نياز دارد که وقت آن بايد دقيقاً دقيقه شماری گردد.
دوستان گرانقدر و همسنگر!
طرفداران و اعضای نهضت فراگير بدون بلندپروازی و خود محوری بمثابه سپاهيان ترقي و دموکراسي رسالت خود مي دانند تا هرچه زودتر و عاجلتر خلاء سياسي در بين نيروهای دموکراتيک پُر گردد.کنگره وحدت نه تنها شعار بلکه گام نخستين در جهت اتحاد و همبستگي نيروهای ملي و مترقي تلقي مي گردد.برای رفع خلاء موجود عاجلاً به بگو مگو های اضافي،غيرسازنده و بازنده بايد خاتمه داده شود .هرچه زودتر بايد درب دکان گفته ها و کرده های هرزه،ميان تهي و فريبنده را که در بازار سياست خريداری ندارد برای هميشه قفل زد.
اعتقاد ما به اصل دموکراسي و پلوراليزم سياسي خدشه ناپذير و پا برجا بوده و مي باشد.تأييد و دفاع از اين اصل بازنده نداشته و تمام نيروهای دموکراتيک برنده خواهند بود .درين چارچوب ادامهء مذاکرات و دستيابي به توافقات عملي به نظر مي رسد.فقط جسارت و جرأت اخلاقي در کار است تا يخ ها آب گردند،موانع ميکانيکي از بين برده شود و همه با يک هدف در يک صف واحد و مستحکم حضور فعال سياسي پيدا کنند .اگر خود محوری،خودخواهي روشنفکرانه،رقابت های غير اصولي،عقب مانده گي سياسي که عده يي را در خود فرو برده نابود گردد،معضلهء باقي نمي ماند تا همبستگي و اتحاد نيروهای پيشرو تأمين نگردد.
نهضت فراگير در بازسازی و نوسازی سياست های کنوني وارد رقابت سالم شده و رسالت خود را تا پيروزی و تحکيم آن ادامه خواهد داد.برای حصول اين امرملي و تاريخي از هيچگونه سعي و تلاش دريغ نکرده و نخواهيم کرد.با تواضع و فروتني به همه مراجعه کرده و مکرراً مراجعه خواهيم کرد.بياييد تا دير نشده زمان و فرصت طلايي را از دست ندهيم.مهمترين و با ارزشترين مرحلهء از خدمت گزاری ما فرا رسيده است .
خوشبختانه مهر تائيد عدالت مردمي بالای اوراق و کارنامه های ديروز و امروز به کميت و کيفت زنده گي ما زده شده است .بياييد همه با هم اين افتخار را جاودانه با خود داشته باشيم تا نسل آينده از همه سربازان و سرسپرده گان راه دموکراسي و ترقي با سربلند ياد کنند ./

برگرفته از شماره دوم سال چهارم ماهنامه مشعل

”لوئیز ایناسو لولا دا سیلوا

رای مردم به ادامه ی اصلاحات در برزیل



”لوئیز ایناسو لولا دا سیلوا“، رییس جمهوری برزیل ، در دور دوم انتخابات این کشور، به رغم کارزار وسیع نیروهای راست و اتهامهای متعددی که از سوی مخالفانش به طرفداران او در مورد خرید آرا در انتخابات قبلی نسبت داده شده بود، توانست با کسب 61 درصد آرا، پیروزی قاطعی را در برابر رقیب خود از حزب سوسیال دمکرات ، جرالدو آلکمین، به دست آورد. ییش از 126 میلیون نفر در این انتخابات شرکت کردند و نظر سنجی های پیش از انتخابات نیز پیروزی ”لولا“، کاندیدای ائتلاف ”حزب کارگران برزیل“ و دیگر نیرو های چپ و ازجمله ”حزب کمونیست برزیل“ را پیش بینی کرده بودند.پیروزی لولا از این نظر حائز اهمیت است که نشان داده شد که اصلاحات در راه منافع زحمتکشان برای مردم این کشور ملموس بوده است و به رغم فشارهای سیاسی و تبلیغات وسیع بر ضد دولت او، مردم از روند پیشرفت در زندگی اجتماعی و اقتصادی خود آگاه شده اند و تاثیر آن را به طور مشخص در زندگی خود لمس کرده اند. نتیجه انتخابات نشان داد که زحمتکشان برزیل از نیروهائی که در راه منافع آنها تلاش می کنند، دفاع خواهند کرد. زمانی که ”لولا“ در ژانویه 2003 به پیروزی رسید، ” بدهی های خارجی برزیل 236 میلیارد دلار، یعنی برابر با 46.5 درصد از تولید ناخالص ملی برزیل، و نرخ تورم نیز برابر با 12 درصد بود. در سال 2005 ، بنا به گزارش بانک مرکزی، بدهی خارجی برزیل 185 میلیارد دلار بود و تخمین زده می شود که درسال 2006 به 170 میلیارد دلار و در سال 2007 به 163 میلیارد دلار کاهش یابد“ (خبرگزاری پریسنا، لاتینا 1 اکتبر 2006).لولا همچنین در برنامه های خود در مبارزه با فقر و بیسوادی، طرح ارایه ی کمک مالی به خانواده های خیلی فقیر را به اجرا در آورد که طبق آن ” در هرماه 30 دلار به خانواده های فقیر اختصاص داده می شود که فرزندان خود را مایه کوبی (واکسینه ) کنند و آنها را به مدرسه بفرستند. به گزارش سی. ان. ان. 28 اکتبر 2006 : ”[این طرح] ماهیانه 325 میلیون دلار را در میان 45 میلیون خانواده ی برزیلی تقسیم می کند. این برنامه به میلیونها برزیلی کمک کرده است تا از فقر نجات یابند.“ همچنین در برنامه های اجتماعی دولت لولا ، حداقل دستمزدها به طور جدی افزایش یافته است و موقعیت های شغلی بیشتری فراهم آمده است، که سبب شده تا ” میزان فقر از 27.3 درصد در سه سال به 17 درصد کاهش یابد. (پریسنا لاتینا، 30 سپتامبر2006). طرح دیگر مبارزه با سوء تغذیه بود که برای اولین بار در برزیل توسط دولت لولا صورت گرفت. بنا به تحقیقات انجام شده از طرف دولت ، دانشگاه های عمومی و ”سازمان یونیسف“، تایید شده است که ” ...سوتغذیه در میان کودکان ، به ویژه در شمال شرقی کشور که فقیر ترین منطقه ی برزیل است، از 17.9 درصد به 6.6 درصد کاهش یافته است.“ سیاست های اقتصادی لولا نه تنها باعث ثبات بیشتر در برزیل شده است، بلکه همچنین باعث تحکیم روابط با دولت های مترقی این قاره و در نتیجه شکست سیاست های سلطه طلبانه ی اقتصادی آمریکا در منطقه بوده است. لولا با عدم پذیرش طرح آمریکا برای ایجاد ”منطقه ی آزاد تجاری“ ، در عمل این طرح را با شکست مواجه ساخت. برزیل در عوض، روابط اقتصادی خود را با کشورهایی چون ونزوئلا، بولیوی، شیلی، آرژانتین، و ... گسترش داده است. از دیگر برنامه های دولت لولا ، مبارزه با خصوصی سازی در کشور و حفظ صنایع مادر در مالکیت عمومی بوده است. انتقاد شدید او از کاندیدای نیرو های راست، ”آلکمین“، مبنی بر این که او در صورت پیروزی در انتخابات تلاش خواهد کرد تا خصوصی سازی را گسترش دهد و طرح“فقر زدایی“ لولا را ملغی سازد، آنچه که جمعیت وسیعی از مردم برزیل را تحت پوشش قرار می دهد، نیز در همین رابطه بود. ”لولا“ پس از اعلام پیروزیش برای دومین دوره ی ریاست جمهوری، در حالیکه پیراهن سفیدی به تن داشت که بر روی آن نوشته شده بود:“ این پیروزی برزیل است“، به مردم قول داد که رشد کشور را گسترش دهد، از نابرابری های اقتصادی بکاهد و کشور را در ردیف کشورهای پیشرفته ی جهان قرار دهد. او گفت: ”در دور دوم ریاست جمهوری من ، کار بهتری از دوره ی اول صورت خواهیم داد ... بنیان ها آماده هستند و ما باید کار کنیم. (اسوشیتد پرس، 30 اکتبر).او در سخنرانی های انتخاباتی خود برای دور دوم نیز گفته بود: ”اگر پیروز شوم ، آمریکای جنوبی واحد پیروز خواهد شد.“ او قول داد که فاصله ی طبقاتی را کاهش دهد و تحصیلات در سطح کشور را گسترش دهد تا برزیل بتواند در زمره ی کشورهای پیشرفته در سیاست، اقتصاد و بازرگانی قرار بگیرد. موفقیت لولا در پیشبرد طرح های مبارزه با فقر ، افزایش حداقل دستمزد ، ایجاد تسهیلات بهتر برای تحصیل کودکان و مبارزه با خصوصی سازی بی رویه ای که پیش از به قدرت رسیدن دولت او وجود داشت، از عواملی بودند که توانستند اعتماد کافی در مورد لولا را در میان مردم ایجاد کنند و پیروزی او در دور دوم را تضمین کنند. مردم برزیل نشان دادند که خواستار اصلاحات هستند و برغم تبلیغات منفی بر ضد دولت لولا، آنچه را که در عمل دیده اند، ملاک رای خود قرار می دهند و از آن پشتیبانی می کنند. آنها نشان دادند که می توانند شعارهای پوچ و بی پشتوانه نیروهای راست و عملکرد های مثبت و مترقی را تفکیک کرده و تشخیص دهند. پیروزی لولا برای دومین دوره ، راه را برای پیشبرد اصلاحات در عرصه ی داخلی برزیل و همکاری های سیاسی و اقتصادی با سایر نیروهای مترقی منطقه باز خواهد کر
بازگشت